محمد تقي جعفري

233

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

معاصر ديده مىشود ، زيرا روشن است كه تمدّنهاى تقليدى نه از اصالت برخوردارند و نه از پايدارى و نه هضم واقعى از طرف ملَّتى كه بطور تقليد تمدّنى را وارد نموده است ، باضافه اين كه اصلا داستان انتقال و گسترش اديان را نمىتوان با تمدّن به معناى معمولى آن ، مقايسه كرد . زيرا هدف اعلاى اديان ايجاد زمينهء تكامل با متوجّه ساختن انسانها به چند اصل اساسى است كه عبارتند از : 1 - گرايش به مبدء و بوجود آورندهء كمال كه خدا است . 2 - نظاره و سلطهء او بر جهان هستى و مشيّت او به آن كماليابى انسانى است كه از دو راه اساسى درونى ( عقل و وجدان ) و برونى ( پيامبران عظام ) آن را امكانپذير ساخته است . 3 - پيوستگى اين زندگانى به ابديّت با نظر به دلائلى متقن ، كه اگر وجود نداشته باشد ، نه تنها زندگى دنيوى انسانها قابل تفسير و توجيه نخواهد بود ، بلكه خود جهان هستى هم ، معناى معقولى نخواهد داشت . 4 - عدل و دادگرى مطلق خداوند سبحان كه داور مطلق است . و مقياس همهء دادگريها آن عدل الهى است و بس . 5 - رهبرى مستمرّ انسانها بوسيلهء شخصيّتهاى الهى كه يا مستقيماً بوسيلهء وحى دستورات خداوندى را بمردم ابلاغ نمايند ، يا بوسيلهء ولايتى كه از منابع وحى به اثبات رسيده باشد . بروز اعتلا و سقوط جوامع و تمدّنها و فرهنگها از ديدگاه اسلام در مقدّمهء اين مبحث مهمّ ، اشاره اى مختصر به تعريف توصيفى فرهنگ و تمدّن مىنمائيم : مىتوان گفت : فرهنگ عبارتست از « شيوهء انتخاب شده براى كيفيّت زندگى كه با گذشت زمان و مساعدت عوامل محيط طبيعى و پديده‌هاى روانى و رويدادهاى نافذ در حيات يك جامعه بوجود مىآيد » البتّه مىدانيم كه